حضور سر مربی تیم ملی برنامه نود در اولین ساعات سیزده به در اتفاق جالب در نوع خودشه وانگار این نحسی نمی خواد دست از سر فوتبال ایران برداره ، البته همه ناکامی های تیم ملی رو نمیشه گردن نحسی و بد قدمی انداخت ولی حضور سرمربی برکنار شده و معرفی سر مربی جدید دراولین ساعات 13 فروردین تو برنامه نود در نوع خودش جالبه و به تب خرافات درباره تیم ملی دامن می زنه .
من قلبا امیدوارم سر مربی هر کسی که باشه خوش قدم باشه و طراوت و شادابی رو به تیم ملی و مردم ایران برگردونه .
بایگانیِ مارس, 2009
عادل جان امیدوارم نحسی سیزده و سرمربی دامن گیر تو یکی نشه
مارس 31, 2009رکوردی به رکورد های جدید دایی در فوتبال اضافه شد !
مارس 29, 2009ننگ بر تو علی دایی چون ، منی که با هر برد ایران می خندیدم و با هر باختش مبهوت می شدم و اشکم سرازیر وقتی بازی دیشب تموم شد هیچ حسی نداشتم ، نه گریه و نه خنده فقط حس تنفر داشتم از کسی که صلاح خودشو به صلاح مملکتش ترجیح داد
الان علی دائی رکورد منفور ترین مرد فوتبالی ایران یدک می کشه ، مبارکت باشه
والدین دیوانه دیوانه دیوانه
مارس 23, 2009
وسیله ای برای رعایت الگوی مصرف در ایران اسلامی
مارس 20, 2009
وسیله ای برای رعایت الگوی مصرف در ایران اسلامی
المپیک 2012 مشترکا در پکن و قزوین برگزار خواهد شد
مارس 20, 2009اینم از تی شرت های این مسابقات با آرم منحصر بفرد آن

المپیک پکن - قزوین 2012
بیائیم همه با هم نام ک.ی.ه.ا.ن را از ابتدای سال تحریم کنیم
مارس 18, 2009کاشکی می شد از سال 88 به بعد کاری که با خلیج ع.ر.ب.ی تو اینترنت کرد با روزنامه ک.ی.ه.ا.ن هم کرد ، فکر کنم به راحتی بشه این کارو کرد !
ميدونيد كارتنهايي كه دوست داشتيم عاقبتشون چی شد؟
مارس 18, 2009آقای سکسکه عمل کرده, میره سر کار و میاد و زندگیشو می کنه!
الفی دیگه از هیچی نمی ترسه!
آلیس, شوهر کرده, دو تا بچه ام داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان 50 متری ساده,
آن شرلی! ارایشگر معروفی شده تو جردن و چند تا محله بالا شهر شعبه زده حسابی جیب مردم و خالی میکنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی….
ای کیو سان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!
بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!… شلمان هنوزم خوابه!
پت پستچی بازنشسته شده و الانم تو خونه سالمندان منتظر مرگشه!
بنر رو یادته؟ پوستشو تو خیابون منوچهری 30 تومن می فروختن!
بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.
دامبو ، پلنگ صورتی, پسر شجاع, خانوم کوچولو, شیپورچی, یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!
تام سایر حسابی با کلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درس میکنه!
تام و جری دوتا دوست صمیمی شدن!
تن تن تو یه روزنامه خبرنگار بود, الان تو زندانه!(لابد به جرم آزادی اندیشه!!)
میگن خاله ریزه رفته مکه و حاج خانوم شده, تو مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودشو شوهر معلولشو ازین راه در می آره! قاشق سحر آمیز و جنگلی ام دیگه تو کار نیست!
جیمبو رو از رده خارج کردن(اینو دقیقن نمی دونم, شایدم اجاره دادنش به ایران ایر!!)
چوبین خیلی وقته که مادرش و پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!
حنا خانوم دکتر شده, مادرشم از آلمان برگشته کنارش!
خپل رو از باغ گلها انداختنش بیرون, اونجا یه برج 1000 طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش – خیلی لاغر شده!)
خانواده دکتر ارنست همسایه مونن, هر سه تا بچه اش رفتن, زن دکتر خیلی مریضه!
رابین هود رو تو اسلام شهر گرفتنش – به جرم شرارت!- هفته دیگه اعدامش می کنن!
سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن, خوب که چی؟!
کایوت, بالاخره رود رانر رو گرفت ولی از شانس بدش ! آنفولانزای مرغی گرفت و… اونم مرد!
هیشکی نفهمید گالیور عاشق فلورتیشیاست!
لوک خوش شانس ساقی محله مونه!
مارکو پولو تو میدون راه آهن یه میوه فروشی زده – میگن کارش خیلی گرفته!-
گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!
ملوان زبل تو کار قاچاق آدمه!
آقای پتی بل تو میدون شوش یه بنکدار کله گندس!
معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده, داره میشه رئیس پلیس!
آقای نجار مرده و از وروجکم خبری نیست!
پت و مت حالا دیگه دوتا آقای مهندسن!
هایدی یه پزشک ماهر شده و چشمای مادر بزرگ و عمل کرد
نل افسردگیش خوب شد و داستان زندگیشو به زودی چاپ میکنه!
راستی بابا لنگ دراز هپاتیت C داره… واسش دعا کنید!
بلفی و لی لی بیت رو با همدیگه گرفتن و سنگسار شون کردن!
دادلی دورایت دو ساله که رئیس جمهور شده.!!!
در پشت هر مرد بزرگ ، زني بزرگ ايستاده است
مارس 17, 2009” 
توماس هيلر ، مدير اجرايي شرکت بيمه عمر ماساچوست ، ميو چوال و همسرش در بزرگراهي بين ايالتي در حال رانندگي بودند که او متوجه شد بنزين اتومبيلش کم است. هيلر به خروجي بعدي پيچيد و از بزرگراه خارج شد و خيلي زود يک پمپ بنزين مخروبه که فقط يک پمپ داشت پيدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزين را پر و روغن اتومبيل را بازرسي کند.سپس براي رفع خستگي پاهايش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزين پرداخت.
او هنگامي که به سوي اتومبيل خود باز مي گشت ، ديد که متصدي پمپ بنزين و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتي او به داخل اتومبيل برگشت ، ديد که متصدي پمپ بنزين دست تکان مي دهد و شنيد که مي گويد :” گفتگوي خيلي خوبي بود.”
پس از خروج از جايگاه ، هيلر از زنش پرسيد که آيا آن مرد را مي شناسد.او بي درنگ پاسخ داد که مي شناسد.آنان در دوران تحصيل به يک دبيرستان مي رفتند و يک سال هم با هم نامزد بوده اند.
هيلر با لحني آکنده از غرور گفت :” هي خانم ، شانس آوردي که من پيدا شدم . اگر با اون ازدواج مي کردي به جاي زن مدير کل، همسر يک کارگر پمپ بنزين شده بودي.
” زنش پاسخ داد :” عزيزم ، اگر من با او ازدواج مي کردم ، اون مدير کل بود و تو کارگر پمپ بنزين .
تبلیغ جالبی از دریل بوش
مارس 17, 2009
خاتمی زودتر از قطبی به اشتباهش پی برد
مارس 17, 2009چند وقت پیش داشتم برا خودم مقایسه می کردم که چقدر این 2 نفر شبیه هم هستن از نظر کاریزما ، ریاست و کیاستی که ذاتا داشتن و تعجب می کردم ، نه از اومدن خاتمی بلکه از تصمیم به موندنش حالا دارم می بینم این 2 نفر عجیب شبیه هم هستن البته مقایسه سیاستمردان و اهالی ورزش باهم زیاد چیز جالبی از آب در نمی آد ( البته همه می دونن که یکی از علائق سیاست مردان ورزش هست و برعکس) ولی تصمیم به کناررفتن برای موفقیت یه مجموعه و کم کردن حاشیه ها و رسیدن به اتحاد به نظر من بهترین تصمیم از نظر یه مرد بزرگ هست ، چون حس می کنم این یه مرد بزرگ بیشتر از همه دنبال هدفش هست نه پست و میز و مقام .
من بر عکس همه از کنار رفتن خاتمی استقبال می کنم چون خاتمی مثه همیشه برام یه اسطوره و یه خاطره خوب می مونه و می تونم در آینده وقتی یاد زمان خاتمی میوفتم یه لبخند گوشه لبم بشینه .

